رسوایی: شروعی در همان مسیر

حالا ده نمکی، بیش از هر چیز، یک سینماگر است و به سینما می اندیشد. درست مثل فیلم ساز مشهور نسل ابتدای انقلاب که در توصیف خود در گذر زمان گفته بود: «به مرور هنرمندتر شدم.» حالا او فیلم می بیند و با ادبیات داستانی دم خور می شود، و دانسته های جدیدش را با داشته های قدیمش پیوند می زند. طبیعی هم هست که حجم انبوه یافته ها و دل مشغولی ها، دنیای فیلم را متشتت و آشفته کند. برای همین است که رسوایی، هم بینوایان دارد هم مالنا، هم سید مهدی قوام هم حاج آقا دولابی. ترکیب همه این ها هم شده مدلی از فیلمفارسی که به شکلی اغراق آمیز، در کنار کلمات قصار تقسیم شده میان شخصیت ها، منابع مذهبی هم مورد توجه قرار گرفته. جالب هم هست که همه این ها مشابه همان است که آن فیلم ساز نسل اول انقلاب پشت سر گذاشته بود: خواندن و دیدن و یادداشت برداری از متون مذهبی برای استفاده در فیلم. حالا مسعود ده نمکی با رسوایی، در همان نقطه ای ایستاده که محسن مخملباف با توبه نصوح ایستاده بود. نقطه کشف سینما. نقطه آغاز.

درباره فیلم مسعود ده نمکی، در ماهنامه فیلم نوشته ام. می توانید از این جا بخوانیدش.


در نمایشگاه کتاب

با محمدرضا مقدسیان، مجتبی میرتهماسب، ابراهیم مختاری و بابک چمن آرا


سود و صداقت

گاهی شاهد نوآوری هایی هستیم که اگر اسمش را  فریب تماشاگر نگذاریم، دست کم باید آن را نوعی زرنگی غیرصادقانه برای سود بیش تر بدانیم. به تازگی فیلم مستندی در بازار سوپرمارکتی عرضه شده که روی جلد و پوسترهای بزرگ پشت شیشه مغازه ها، زیر عنوان "با حضور"،  نام سه ستاره محبوب و پرطرف دار سینمای پیش از انقلاب نوشته شده. هدف استفاده از این سه اسم هم به کارگیری همین محبوبیت است و جذب علاقه مندان آن ها. به خودی خود هم چیز بدی نیست و اشکالی ندارد. اما مسئله این است که اگر کسی پهلوان آواز را به قصد تماشای حضور محمدعلی فردین، ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی بخرد، احساس می کند او را فریب داده اند. چون برخلاف تصور طبیعی و بدیهی مخاطب، این سه نفر در این فیلم نیستند!

این یادداشت در ماهنامه فیلم منتشر شده. از این جا می توانید بخوانیدش.


با مخاطبان مستند


به مناسبت نمایشگاه کتاب تهران

8 فیلم "هوای تازه" + "وقت خوب مصائب" در یک مجموعه 9 تایی


آخرین نمایش "وقت خوب مصائب" در دانشگاه ها

در ادامه سری نمایش های فیلم مستند "وقت خوب مصائب" در دانشگاه های کشور که از اول اسفند 1391 آغاز شده بود، هفتم اردی بهشت، ساعت 14، دانشگاه الزهرا میزبان آخرین نمایش از این سری برنامه است و پس از اکران فیلم، جلسه پرسش و پاسخ با حضور ناصر صفاریان، کارگردان فیلم، برگزار می شود.

خبر را از خبرگزاری ایسنا ببینید.


بی بی سی درباره "هوای تازه"

ناصر صفاریان، مستندساز، قصد دارد مجموعه مستندهای منتخب سی سال اخیر را با عنوان «هوای تازه» وارد بازار کند. صفاریان در معرفی مجموعه «هوای تازه» توضیح داده است: «همه چیز بی حمایت بخش دولتی یا حامی خصوصی اتفاق افتاده. بی تکیه بر بازوهای اقتصادی و حمایتی شبکه‌های ویدیویی، بی وجود سوبسید، آگهی و اسپانسر که کمک کند قیمت در حد فیلم‌های سوپرمارکتی باشد.»
تازه‌ترین عناوینی که از مجموعه «هوای تازه» عرضه شده‌، عبارتند از سلاطین خیابان‌ها، من انرژی هسته‌ای نیستم و تاراز. اگر می‌خواهید در تعطیلات عید فیلم‌های متفاوت هم ببینید، این‌ها انتخاب‌های خوبی هستند
.

متن کامل این نوشته را می توانید از این جا ببینید.


می خواهند سینما را تعطیل کنند

جمعی از مسئولان مملکتی که در طول سال به سینما نمی‌روند، در ده روز جشنواره به همراه خانواده‌شان مخاطب فیلم‌های سینمایی می‌شوند و مدیران ارشاد هم ترجیح می‌دهند خروجی بی‌دردسری داشته باشند تا حتی اگر مخاطب مردمی ندارند، حداقل در جمع چند صد نفره مسئولان که هر شب در سالن وزارت ارشاد به تماشای فیلم‌ها می نشینند کسی معترض محتوای فیلم‌ها نشود! این دقیقاً مصداق تأثیر همین سوءتفاهمی ست که باعث می‌شود سینما قربانی شود تا آقای وزیر با افتخار اعلام کند امسال فیلم مسئله‌دار نداشته‌ایم!

برخی افراد به صرف این که آدم خوبی بوده‌اند حتی با سوءتفاهم تقریباً صددرصدی نسبت به کلیت سینما به جایگاه مدیریت در سینما رسیده‌اند. این افراد با این دید که سینما چیز بسیار بدی ست وارد میدان شدند، اما در همان چند سال مدیریت به این دلیل که برخلاف قبل، فیلم دیدند و یا سینماگرانی را که تا پیش از آن فکر می‌کردند هیولاهایی هستند از نزدیک دیدند، به این نتیجه رسیدند که سینما آن قدرها هم بد نیست! اما تا این آدم ها چیز یاد گرفتند، کنار گذاشته شدند! و دوباره...

مدیران در سطح کلان، بیش از آن که نگران واکنش مردم باشند نگران واکنش احتمالی فلان مسئول از فلان نهاد دولتی هستند! مثلاً اگر ترانه‌ای از تلویزیون پخش می‌شود نگرانی مدیر تلویزیون این نیست که شاید مردم فردا به خیابان بریزند، بلکه نگران این است که شاید از فلان جا تماس بگیرند و نسبت به پخش این موسیقی اعتراض کنند! در واقع، سوءتفاهم اصلی میان خود مسئولان است و ربطی به مردم ندارد.

اصلاحیه‌هایی که در دوره‌های مختلف برای فیلم‌ها صادر ‌شده، خیلی محدود به‌صورت رسمی و در سربرگ‌ وزارت ارشاد ارائه شده. همیشه یا تلفنی این موارد را اعلام می کنند یا کارمند معاونت سینمایی در تکه کاغذ کوچکی آن را برای فیلم ساز می نویسد. این گونه است که این اصلاحیه‌ها در هیچ جا ثبت نمی‌شود و گویی خود معاونت سینمایی هم می‌داند در این زمینه هیچ قانونی وجود ندارد!

متن کامل گفت و گویم با ماهنامه نسیم بیداری را می توانید از این جا بخوانید.


تصویرهای کوچک بر پرده بزرگ

با وجود پروژه هایی که نام فاخر بر خود دارند و صرف هزینه های میلیاردی، نمی توان مشکل اقتصادی را مسئله اصلی دانست. چرا که وجود این فیلم ها نشان می دهد هر جا اراده شود و باب طبع باشد، پول هم هست. پس این نگاه تله فیلمی از نظر اقتصادی، دست کم در مورد تولیدات دولتی صدق نمی کند. همان طور که نه فقط در مورد استرداد، فرزند چهارم، برلین منفی هفت و عقاب صحرا ی وزارت ارشاد می توان این را دید، که حتی در تولیدات حوزه هنری هم اگر تولیدات ارزانی مانند خسته نباشید و تاج محل به چشم می خورد، شاهد فیلمی مانند حوض نقاشی هم هستیم که مؤلفه های پر هزینه ای  را در خود جمع کرده است. پس اصل ماجرا را نه در بی پولی، که در حاکمیت نگاه محافظه کار اخیر باید دید.

متن کامل این نوشته را که در ماهنامه فیلم منتشر شده، می توانید از این جا ببینید.